Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
1387/03/06
باورم نمیشه

سلام

خوب هستید؟

هم خوشحالم هم ناراحت .خوشحالیم از اینه که دیگه زندگیم سر و سامان گرفت آخر این هفته هم جشن نامزدیمونه و ناراحتم به خاطر اینکه:

۱ماه گذشت ولی هنوز باورم نمیشه که ازدواج کردم باورم نمیشه اون همه عشقو محبتو پایمال کردم باورم نمیشه که این قدر نامرد باشم که اونو نادیده گرفتمو رفتم پی زندگی خودم

ازش هیچ خبری ندارم نمیدونم داره چکار میکنه ولی آیندش واسم خیلی مهمه واسه همینم خودمو کنار کشیدم فقط خدا کنه که اون منو ببخشه

ولی چاره ای ندارم وظیفمه که تمام عشقو و احساسمو نثار همسرم کنم و از هیچ کاری براش دریغ نکنم.

دیگه اینم تقدیره کاریش نمیشه کرد

1387/02/16
بی خبری

سلام

دارم دیوونه میشم .حوصله هیچ کاری رو ندارم حتی درس خوندن.دلم واسه اون احساسات تنگ شده.از این بهروز خوشک و بی احساس بدم میاد.خدایا چی میشد دوباره برگردم به اون روزهای خوب.فقط به امید همسرم دارم زندگی میکنم

                             تا بعد

1387/02/09
ازدواج

سلام

اومدم یه خبر خوش بدم چی؟

خوب معلومه ازدواج آره چهارشنبه بعد از ظهر عقد کردیم اولش خیلی سخت بود فکر کردن به یکی دیگه ولی توی این چند روز بهتر شدم.خانمم لنگه خودم با فرق یه کم احسساسات مردونه زنونه

امیدوارم به همین زودی ها عشقمم بره سره زندگیش مطمئنم توی یه مدت کوتاه به نبودن من عادت میکنه.خدایا عشقمو خوشبخت کن